العلامة المجلسي

108

عين الحيات ( فارسى )

جميع صفات است چنانچه ما چيزها را به علم مىدانيم ، او به اصل ذات مىداند ، و ما كارها را به قدرت مىكنيم ، او به اصل ذات مىكند ، و موجود بودن ما به وجودى است زايد بر ذات ، امّا وجود او عين ذات است ، و به اصل موجود است ، لهذا عدم او ممتنع است ، و اگر صفات زايد داشته باشد در كمالش ، محتاج به غير خواهد بود ، و آن صفاتش نيز واجب الوجود قديم خواهند بود . چنانچه از حضرت امير المؤمنين و امام موسى و امام رضا عليهم السّلام به طرق متعدّده منقول است كه : اوّل دين معرفت حق‌تعالى است ؛ و كمال معرفت او اقرار به يگانگى اوست ، و كمال توحيد و اقرار به يگانگى او نفى كردن صفات زايده است ؛ زيرا كه هر صفتى كه اثبات مىكنى آن صفت گواهى مىدهد كه غير موصوف است ، و موصوف گواهى مىدهد كه غير صفت است ، و هر دو گواهى مىدهند به دوتا بودن ، و ازلى بودن با دوئى بودن منافات دارد ؛ زيرا كه ازلى واجب الوجود مىباشد ، و دو واجب الوجود محال است ، پس كسى كه خواهد خدا را به كنه وصف كند ، حدّى از برايش قرار خواهد داده ، و كسى كه از براى او حد قرار دهد ، او را به عدد درآورده است ، و دو جزو از براى او قرار داده ، و جزو داشتن منافات با ازليّت او دارد . پس كسى كه بپرسد خدا چه كيفيّت دارد ؟ صفات زايده و صفات ممكنات براى او اثبات كرده است ، و اين محال است ، و كسى كه بپرسد خدا در كجاست ؟ مكانى از برايش اثبات كرده است ، و او مكانى نيست ، و كسى كه بپرسد بر روى كجاست ؟ چيزى كه حامل او باشد از براى او توهّم كرده ، و اين كفر است ، و كسى كه پرسد پس در كجاست ؟ خدا را اختصاص به مكانى داده ، و حال آنكه مكان در اصل ندارد ، و علم و قدرتش به جميع مكانها احاطه كرده ، عالم بود در هنگامى كه هيچ معلومى نبود ، و قادر بر خلق بود در وقتى كه هيچ مخلوقى نبود ، و پروردگارى